دریا گفت می توانی از تنگ دل بکنی؟ماهی گفت دل می کنم به شرطی که تو هم برای همیشه مال من باشی.دریا قبول کرد وتمام ماهیها وپرنده های که همراهش بودند به رودخانه ها ودریاچه های اطراف فرستاد.ماهی سرخ ماند ودریایی که بیش از حد بزرگ بود. کمی شنا کرد وگشت.........ولی کلافه شد .رو به دریا کرد وگفت خسته شدم. من نمی توانم تمام تو را پیدا کنم.هر چقدر هم مال من باشی باز مال من نیستی دریا به ماهی گفت عشق مالکیت نیست.تو اگر عاشق بودی به قدر همان تنگ ،میان سینه ام،عاشقانه شنا می کردی.
برگرفته از مجله زن روز
برچسب: داستان,
نویسنده: یوسف میرزاپور